محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
148
اكسير اعظم ( فارسى )
يا شىء به سبب يا مخشن مجراى ريه مثل دخان يا غبار يا طعم غذاى ترشى يا عفص يا حريف يا شىء غريب كه در قصبه فتد چنانچه سرفه به سبب سقوط چيزى از طعام يا شراب در اين مجرى از غفلت يا اشتغال بكلام عارض مىشود و يا چيزى كه مهيا گرداند براى تفرق اتصال از استعمال ادويه مقرحه ريه و اما اسباب واصله سعال مانند آن است كه از اسباب بدنيه سخنه مزاج يا مبرده يا مرطبه يا مجففه به غير ماده و يا بماده دموى يا صفراوى يا بلغمى رقيق يا غليظ و يا سوداوى عارض گردد و از سودا كمتر افتد و عام است كه اخلاط مذكوره از بالا فرود آيند و در فضاى قصبه بريزند و لذع كنند يا در ريه مستقر شدند و يا منذفع از معده يا كبد يا طحال از بعض اعضاى صدر به سوى بعض آن و يا متولد در آن باشند و گاهى به سبب تفرق اتصال يا به جهت اورام و سپس دور حجاب يا ورد ريه يا در حلقوم و جميع مواضع قابله اين مواد و بنا بر آفات ريه و حجابها جزو حجاب ميان ريه و قلب باشد و اما اسباب سابقه امتلاست و تقدم اسباب بدينه اسباب واصله مذكوره و سعال حادث به مشاركت مثل سعالى است كه به مشاركت ورم جگر و آفت آن و مرى زخم معده و پستان و طحال افتد و يا به مشاركت تمام بدن در حميات خصوصا با تپ محرقه يا حمى يوم تعبيه و مانند آن و يا با تپ و بانى افتد و يا به مشاركت بدن به غير حمى باشد مانند سرفه حادث از دق شيخوخت . و بدانند كه سعال يا يابس است يا رطب و در اصطلاح اطبا يابس آن است كه نفث با وى نباشد و رطب آنكه با خروج نفث بود و سرفه يابس از سوء مزاج حار يا بارد يابس ساذج مىباشد و گاه در ابتداى حدوث اورام حاره در نواحى صدر تا حصول نضح مىافتد چنانچه در ابتداى ذى الجنب و گاهى با ورم صلب سعالى يابس مىباشد و گاهى به سبب اورام كبد و نواحى معاليق و بندرت در اورام طحال و گاه به جهت عدم نضج ماده چزى از آن بسرفه مندفع نميگردد و گاهى به سبب امتلاى فضاى صدر از ريم افتد . و بدان كه گاه بندرت در سرفه چيزى سخت مثل حمص و تگرگ بر آيد و به سبب او تحجر خلط غليظ است از حرارت ريه يا قصبه تحليل لطيف و اسكندر و فولس و شيخ الرئيس اين را مشاهده نمودهاند . و حكيم علوى خان مينويسند كه من شىء صلب را مشاهده نمودم كه از سرفه شخصى بر آيد و ليكن به صلابت حجر نبود و از اجسام غدديه صلب تر بود . و به قول شيخ سعال شديد اكثر مؤدى بنفث الدم ميگردد و سرفه در زمستان و در ربيع شتوى بسيار حادث مىشود و گاهى در ربيع معتدل و نيز عند هبوب باد شمال زياده مىافتد و چون صيف شمالى با قلت باران و خريف جنوبى با كثريت باران باشد سعال در زمستان بسيار بهم رسد . و به قول رازى صاحبان مزاج رطب و پيران بلدان شمالى را در فصل خريف و ربيع سرفه بسيار عارض مىشود و آن از امراض مخوفه است اگر از جهت ريه باشد داشتند او يابد . و به قول صاحب كامل گاهى صاحب سعال حادث از انصباب نزله بريه را حميات مختلفه عارض ميگردد . طريق تشخيص اسباب سرفه : هر كه شكايت سرفه نمايد از او بپرسند كه سرفه خشك است يا چيزى رطوبت در آن بر مىآيد اگر خشك گويد سؤال كنند كه در جائى درد معلوم مىشود يا نه اگر درد در حلق يا سينه يا پهلو يا معده يا جگر بيان كند و با آن آثار ورمهاى مر يا ذات الريه يا اجتماع مده در صدر يا ذات الجنب يا ورم معده يا ورم كبد نيز يافته شود سببش ورم اين اعضا خواهد بود . و اگر از درد انكار كند بپرسند كه سرفه كدام وقت شدت مىكند اگر در شب و بعد خواب گويد و علامات نزله از نزول چيزى به سوى سينه و دغدغه در حلق و تمدد قريب جبهه و سده منخرين و غيره نيز بود سببش نزله حاد باشد . و اگر شدت آن عند امتلائى معده و هضم غذا گويد مسببش مشاركت معده باشد . و اگر زيادتى سرفه هنگام سردى هوا و تناول اشياى بارده گويد و كمى آن وقت گرمى هوا و تناول اشياى حاره باشد و رنگ چهره رصاصى يعنى سفيد مائل بسبزى و قلت عطش و تقدم اسباب مبرده مثل سكون در مكان بارد و تناول اغذيه و اشربه مبرده و بوئيدن اشياى بارده باشد سببش برودت ريه بود . و اگر هنگام گرمى بگويد و يا التهاب صدر عطش دائم كه تسكين او بهواى بارد بيشتر از آب سرد باشد و سرخى چهره و عظم نبض و تضرر از حرارت آفتاب و حمام و آتش و راحت از هواى سرد و اشربه بارد و تقدم قيام بسيار در هواى گرم و تناول اغذيه و اشربه گرم و كثرت شميدن روائح حار بو و سببش حرارت ريه باشد . و اگر گويد كه وقت سخن گفتن و خواندن و از غبار دوخان الم بهم ميرسد و از هواى گرم و اشربه حار سرفه زيادتى مىكند و نبض سريع و بول گرم و تند باشد سببش بثور ريه باشد . اگر وقت حركت و گرسنگى و تناول اشياى يابسه زيادتى سرفه بگويد و عند سكون و پرى معده و استحمام و شرب مرطبات مثل شراب ممزوج و ماء الشعير خفت رو نمايد و بدن لاغر و نبض سريع و متواتر و ضيق النفس و تقدم اسباب